تبليغاتX
بی نام و نشانیم تو دنیای سکوت -
برایه رنگ سیاه سفید مفهومی نداره . من و تنهایی و سکوته شب

برای شنیدن تو که هیچوقت برام حرفی نداری

باید بمونم اینجا شاید یه روز بیای ببینی

تموم روزا مثل هم مثل همیشه صدای قشنگت همه جا شنیده میشه

اما خودت که نیستی  ببینی همش عذابه  مثل سرابه

وقتی می خوام دیگه نیستی

نیستی که ببینی اشکام دیگه نمی تونن

نریزن بمونن بسازن نمیرن

شبا وقتي من و دل تنهاي تنها ميمونيم واسه هم قصه اي از روز جدايي ميخونيم ميگم اي دل .

 دل آلوده به درد اگه روزي بکشم ناله سرد آه و نالم ميگيره دومنشو آتيش عشق ميسوزونه تنشو شبا وقتي من و دل تنهاي تنها ميمونيم واسه هم قصه اي از روز جدايي ميخونيم تو مصيبتکشي اي دل .

 ميدونم ميون آتيشي اي دل . ميدونم داري پرپر ميزني . جون ميکني اينو از اشکاي چشمت ميخونم شبا وقتي من و دل تنهاي تنها ميمونيم واسه هم قصه اي از روز جدايي ميخونيم ديگه دل طفلکي ديوونه شده مثل من دربدر از خونه شده نداره هيچکسو اين دل .

ميدونم ديوونه همدم ديوونه شده شبا وقتي من و دل تنهاي تنها ميمونيم واسه هم قصه اي از روز جدايي ميخونيم




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 12:32 توسط :: سرسپرده ::